در زدم و گفت کیست ? گفتمش ای دوست ، دوست گفت درآن دوست چیست ? گفتمش

........

در زدم و گفت کیست؟گفتمش ای دوست،دوست

گفت درآن دوست چیست؟گفتمش ای دوست،دوست

گفت اگر دوستی! از چه در این پوستی؟

دوست که درپوست نیست!گفتمش ای دوست،دوست

گفت درآن آب و گِل، دیده ام از دور دل

اوبه چه امّید زیست؟گفتمش ای دوست،دوست

گفتمش این هم دمی است،گفت عجب عالمی است

ساقی بزم تو کیست؟گفتمش ای دوست،دوست

در چوبه رویم گشود،جمله ی بود و نبود 

دیدم و دیدم یکی است،گفتمش ای دوست،دوست

« معینی کرمانشاهی »

‌چه گرانبهاست دوستی،‌گوهری نایاب که فقط گوهرشناس میداندارج وقیمت گوهری خدایی راکه خدانیزبندگان محبوبش راحبیب میخواندودوست خویش،‌دوستی تکه ای ازرحمت الهیست که درین روزگاربسیاری دوست رابه اندک بهایی میفروشندکه دوست رانه،بلکه خودرابه ذلت می افکنند‌وبهای خویش رابه کمترین مقدارمی شکنند،‌حیف است کسادی بازاردوستی...

امامن دوستانی دارم ازجنس کیمیاکه باجهانی معاوضه شان نخواهم کردوهیچ چیزبا ارزشی نیست که رودر روی دوستان خوبم قراردهم وقدرشان رابرای همیشه خواهم دانست.

من ویک دوست ازجنس دروگوهری نایاب برفرازمنطقه #کپزدرمشگین_شهر...

#‌مهندس_‌منصورحضی_‌زاده

#‌علی‌رضاگلبانگ

@‌alireza.golbang

‌ #‌دوست #محبوب #صدیق #حبیب #یار #همدم #تکیه_‌گاه #آواز #موسیقی_‌ایرانی #دوست_‌خوب #عشق #صداقت #خوبی #گوهر #کیمیا #آدمیت #گلبانگ #عاشقانه #معینی_‌کرمانشاهی #شعر #شبانه #دلنوشته_‌برای_‌هرچه_‌دوست_‌خوب

منبع پست

محتوای لنزوک در لیست : مطالب قدیمی در لنزوک