معرفی اب سرزمین عجایب نوشته جعفر مدرس صادقی نشر مرکز

.

#معرفی_کتاب #سرزمین_عجایب نوشته #جعفر_مدرس_صادقی #نشر_مرکز

🔰

‫‌‬

«سرزمین عجایب» داستان خوشحالی نیست که بخوانید و سرحال‌تان کند. که امیدوارتان کند. اتفاقا قصه‌ی بدحالی است. غصه‌دار است. قصه‌ی زندگی زنی است که طلاق گرفته و بعد از ۱۴ سال زندگی در خارج، دست دخترش را گرفته و آورده به ایران، به سرزمین عجایب. زنی که نه چیزی برای از دست دادن دارد و نه چیزی برای بدست آوردن. به ایران که می‌آید، حتی جای خواب ندارد. مادرش آپارتمان او را اجاره داده و مجبور می‌شود با همان ”مادره“ زندگی کند. پدر هم ندارد. شب‌هایی خانه‌ی علی می‌خوابد، چندشبی خانه‌ی آریا. اما سرنوشتش با آقای جیم گره خورده. دوستانش هم یا نویسنده و شاعرند و یا می‌خواهند باشند. می‌گویند این رمان، نقد محافل روشنفکری است و شخصیت‌هایی شبیه به #احمد_شاملو و #علی_دهباشی دارد اما خود نویسنده اول کتابش می‌گوید شباهت‌ها ”با آدم‌های واقعی کاملا تصادفی بوده“ است. از لحاظ ساختاری هم نه فصل‌بندی دارد و نه پاراگراف و نه حتی خط و صفحه‌ی خالی. به قول #روبرت_صافاریان : ”رمانی ۱۶۰ صفحه‌ای که یک پاراگراف بیشتر نیست؛ یک پاراگراف صدوشصت صفحه‌ای … این که این طوری نوشته شده، … یک جور احساس حرف زدن بی‌وقفه را به خواننده القا می‌کند“. حرف‌زدن بی‌وقفه‌ی زنی که فقط چون ”مردد“ است خودش را ”از یک جای بلندی پرت نمی‌کند پایین“ و خلاص نمی‌کند: ”من مردد بودم. وگرنه هیچ کاری نداشت“. زنی که شب‌ها خسته از پیاده‌روی‌های طولانیِ ”روزهای خیابان‌گردی و علافی“ فقط می‌خواهد بخوابد: ”مثل مرده‌ها خودم را انداخته بودم روی کاناپه یا کف اتاق پذیرایی و پشت میز نهارخوری“. ویژگیِ بارزِ روایت، توانایی استادانه‌ی نویسنده است در به تصویر کشیدن داستان از زبان یک زن بدون آنکه حتی یک لحظه احساس کنی یک مرد این کلمات را نوشته است. این رمان را ادامه‌ی مستقلی از دو کتاب قبلی جعفر مدرس صادقی یعنی #توپ_شبانه (۱۳۸۸) و #کافه_ای_کنار_آب (۱۳۹۴) می‌دانند.

این کتاب یکی از چهار نامزد مشترک بین #جایزه_ادبی_جلال_آل_احمد و #جایزه_احمد_محمود امسال است.

‌‌

🍀🍀🍀

‌‌‌‌‌

🎁 #قرعه_کشی این کتاب به زودی... 🤩

‌‌

📌 @omid.iranmehr

@robertsafarian

منبع پست

محتوای لنزوک در لیست : مطالب قدیمی در لنزوک